محمد قنبرى

121

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

پس حديث هر امامى شرح‌دهندهء حديث امام ديگر واقع مىشود . تقييد و تخصيص و ديگر امور نيز بدين مثابه در احاديث جريان دارد . 4 . اشتمال احاديث بر مطلق و مقيد ، عام و خاص ، محكم و متشابه ، سابق و لاحق ، ذى تقيه و غير ذى تقيه و ديگر عناوين . مثلًا حديثى از پيغمبر صلى الله عليه و آله يا يكى از ائمه عليهم السلام به طور مطلق مىآيد ، و حديث ديگر از امام ديگر به طور مقيد كه بر طبق شرط و قانون تقييدات مىتواند حديث اول را مقيد كند . و نيز احاديثى از معصومين عليهم السلام داريم كه در ردهء محكمات روايى جاى دارند ، در كنار اينها متشابهات حديثى قرار دارند . متشابهات حديثى تا جايى كه با محكمات ارتباط دارند در سايهء آنها شرح مىشوند . تعريف ماهيت شرح متن در سايهء آنچه پيرامون رابطهء كلامى آيات و احاديث و هم دربارهء مفهوم شرح كلام گفته شد ، مىتوان از شرح متن قرآن يا حديث بدين‌گونه تعريف داد : شرح يا تفسير كارى است به منظور كشف محتوا از كلام به وسيله قرائن عينى و قواعد محاوره و دلايل لفظى . پژوهش در امور ياد شده و تحليل و تركيب آنها تنها راه توضيح كلام است . امور ياد شده را بهتر است براى مراعات اختصار به عنوان « مختصات عينى كلام » موسوم كرد . اين مختصات به طور مستقل از اذهان ما ، متصل و متحد با كلام است ، خواه به صورت گفتار باشد و خواه به صورت نوشتار . فى المثل : حرف « كل » در عربى ، يا « هر » در فارسى ، براى رساندن معناى عموم و كليت است و واژهء « بعض » در عربى يا « برخى » در پارسى ، براى دلالت بر مفاد جزيى و غير عمومى ( / قضيه جزئيه ) گزيده شده . هر كدام از كل و هر يا بعض و برخى ، مختصه‌اى از مختصات كلامى به شمار مىآيد كه مشتمل بر آن است . هنگامى كه گفته مىشود : « هر انسانى انديشنده است » يا « هر مثلثى سه زاويه آن برابر دو زاويه قائمه است » در اين گفته واژه « هر » يك ابزار و مختصه كلامى است كه به نحوى مستقل از نظر ما بر كلى بودن دو قضيه مذكور دلالت مىكند .